درس هایی از داستان لوگوی لاگوست

سبد مقایسه (0)

مقایسه

درس هایی از داستان لوگوی لاگوست

 

 

رنه لاگوست را شاید کمتر کسی به خاطر افتخارات تنیس در دهه 20 میلادی به خاطر بیاورد ولی همه ما با شنیدن اسم لاگوست به دنبال کروکودیل سبز رنگ با دهان باز می گردیم. داستان نه چندان طولانی این لوگو بر میگردد به بازی های قهرمانی تنیس رنه برای تیم ملی فرانسه. زمانی که او و هم تیمی هایش در خیابانهای شهر بوستون در حال قدم زدن بودند و توقف کوتاهی در جلوی ویترین مغازه کیف فروشی می کنند و رنه به کاپیتان تیم می گوید اگر در مسابقات برنده شدیم باید این کیف که از چرم کروکودیل ساخته شده را برایم بخری.

لوگوی لاکوست


مسابقات تمام شد و ولی فرانسه قهرمان آن مسابقات نبود. چند روز بعد تیتر روزنامه های فرانسه این بود: لاگوست جوان برنده کیف کروکودیلی نشد ولی مثل یک کروکودیل تلاش کرد. تنها چند سال بعد کروکودیل لاگوست یکی از شناخته شده ترین و معروف ترین برندها در همه جای دنیاست و این شرکت چند میلیون ارزش تجاری دارد. لاگوست تبدیل به یکی از غول های صنعت پوشاک شد و تا به امروز از برندهای موفق و نوگرا در این زمینه بوده است.
داستان لاگوست و لوگویش اما شاید در مقایسه با داستانهای افسانه ای و پر رمز و راز شرکتهای بزرگ دیگر چندان جذاب نبود و شاید بتوان حتی آن را بی ربط ترین در این زمینه دانست. داستانی که کمتر کسی آن را نقل می کند، اما یک چیز در مورد لاگوست در بین رقبا بی نظیر است و آن "حفظ هویت" است. تصورش را بکنید لاگوست تصویر یک بازیکن تنیس یا یک توپ تنیس را روی لباسهای ورزشیش چاپ می کرد، آیا شهرتش را در زمین چند متری تنیس دفن نکرده بود؟ اگر برگردیم به عقب و دوباره همه چیز را مرور کنیم به خوبی متوجه می شویم که هویت تنها قسمتی از ماجرا نیست، هویت همه چیز است.



منابع: ویکیپدیا و devanlay 

 

 

نظرات کاربران

شما می توانید اولین نفری باشید که در مورد این پست نظر می دهید

فیلد های ضروری را پر کنید.
نام خود را وارد کنید
ایمیل خود را وارد کنید
متن پیام را وارد نکرده اید
کد امنیتی را وارد کنید
گفتگوی آنلاین
0
x
در حال بارگذاری ...